از آغاز سال ۸۸ تا کنون به دنبال سوژه‌ای خوب جهت نوشتن در مورد اصلاح الگوی مصرف می‌گشتم … تا امروز فهمیدم که «آب در کوزه و تشنه لبان می‌گردیم»… سوژه اصلاح الگوی مصرف همان چیزی است که هر روز با آن برخورد می‌کنیم و بی‌تفاوت می‌گذریم.

بعضی از ما ایرانی ها اصولا با «اصلاح الگوی مصرف» مشکل داریم.

در زمستان بخاری را تا آخر زیاد می‌کنیم و وقتی گرممون شد درها رو باز می‌کنیم. چایی را انقدر داغ می‌کنیم که نشه خورد و وقتی چایی رو می‌خوایم بخوریم اون رو ده دقیقه فوت می‌کنیم تا سرد بشه. اگر موتور سیکلتمون خراب بشه حاضریم یک روز مرخصی بگیریم و ساعت‌ها وقت بذاریم تا شاید بتونیم درستش کنیم اما حاضر نیستیم ۵ هزارتومان بدیم اصغرآقای موتور ساز برامون درست کنه، چون می‌گیم «ده دقیقه کار کرده ۵ هزارتومان می‌خواد بگیره! مگه چه خبره؟!» حالا اگه همون رو بدیم یه موتور ساز دیگه و ده ساعت روش کار کنه و ۱۰ هزار تومان بگیره میگیم نوش جونش خیلی روش کار کرد. یا اگه خودمون درست کنیم و ۲۰ ساعت وقتمون رو بگیره میگیم الان اگه فلانی انقدر روش کار می‌کرد، می‌خواست ۲۰۰ هزارتومان بگیره! نمی‌دونیم که اصغرآقای موتور ساز همین کار رو ۵ دقیقه‌ای انجام میده با همون ۵ هزار تومان! ما همیشه میگیم وقت طلاست اما این طلا رو به انواع و اقسام مختلف حروم کرده و به هیچ وجه در راه درست صرف نمی‌کنیم.

ضرب المثل اسراف الگوی مصرف!

در قرآن داریم: بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید «کلو وشربو و لا تسرفو» و ما هم شعر ساختیم که: کلو وشربو را بیا گوش کن / ولا تسرفو را فراموش کن… این از قدیمی ترین جملات قصاری است که فارسی زبانان برای «اسراف الگوی مصرف» نقل کرده‌اند.

اصلاح الگوی مصرف توسط یک مدیر اسراف کار

چندی پیش در مجموعه‌ای که کار می‌کردیم آبدارچی پیر از اسراف و اصلاح الگوی مصرف یک مدیر سخن میگفت… «فلانی وقتی میخواستم لیوانش که نصفش آب بود رو از روی میزش بردارم گفت نه اسراف میشه بزار اینجا خودم استفاده می‌کنم. ولی وقتی یه پروژه که بالای ۵۰ میلیون تومان روش خرج شده بود و داشت نتیجه میداد رو گفت لازم نیست و دیگه ادامه ندید. انگار این ۵۰ میلیون تومان اسراف نبود! فلانی فکر میکنه اسراف فقط همین نصف لیوانه…!»

اصلاح الگوی مصرف پژوهش در کشور

نمی‌دانم چقدر در محیط‌های پژوهشی بودید. من خودم چند سالی را در یک پژوهشگاه کار می‌کردم و از نزدیک با مشکلات پژوهش آشنا شدم. متأسفانه مشکلات پژوهشی کم هم نبودند و از جمله آنها بروکراسی اداری، موازی کاری‌ها و صدها مشکل دیگر بود. ولخرجی، اشتباهات فراوان و بازده کاری پائین آنهم با هزینه‌های سرسام آور.

یک روز به خودم گفتم اینجا چه خبر است!

تمام سیستم را شروع به بررسی کردم و دیدم واقعا در این شرایط بدون این هزینه‌های نجومی کار پژوهشی انجام نخواهد شد. اما آیا مقرون به صرفه است؟

از برادرم که یکی از مدیران آن پژوهشگاه بود آمار گروه زیردستش را گرفتم و هزینه‌ها، نیروی کاری و تعداد نیروهای خارج از سازمان اصلا با تولیدات قابل مقایسه نبود. تصمیم گرفتم این مشکل را بررسی و حل نمایم.

ماهها فکر من مشغول این موضوع بود که چگونه می‌شود در الگوی مصرف این جامعه پژوهشی تغییری حاصل کرد و این الگو را اصلاح کرد. شب و روز به این موضوع فکر می‌کردم تا به این نتیجه رسیدم که اطلاعات بدون ساماندهی هیچ ارزشی ندارند و اولین قدم ساماندهی اطلاعات است. در آن زمان پیشنهاد یک سیستم ساماندهی محتوا را در روی کاغذ پیاده کردم و به چند تن از مدیران پژوهشی با ترس از اینکه طرح من به نام دیگری اجرا نشود نشان دادم.

آن زمان هنوز به فنون طرح نویسی آشنا نبودم تا در «تیم فرهنگی تحقیقاتی نصر جوان» شروع به کار کردم. و به مرور در چند طرح به فنون طرح نویسی آشنا شدم.

با اینکه تقریبا از نظر خودم یک طرح جامع برای عمده ترین مشکل پژوهشی «ساماندهی تولید محتوا» نوشته بودم اما باز هم ذهنم درگیر این مشکلات و راه حل‌های بهتر بود.

شکل گیری طرحی برای اصلاح الگوی پژوهش (از تولید تا مصرف) در کشور «دهکده مجازی دانش»

روزی با دکتر علی اکبر جلالی ایده‌هایی که در ذهنم بود را مطرح کردم و توضیحاتی جزئی در این مورد دادم، ایشان خیلی از طرح استقبال کرند.

بعد از گرفتن نظر چند تن از اساتید دانشگاه و حوزه علمیه در مورد طرح، تصمیم گرفتم در تمام حوزه‌های پژوهشی طرحی جامع تدوین کنم؛ سپس به جستجوی مشکلات پژوهش در رشته‌های مختلف علوم پرداختم و بیش از ۲۰۰ مشکل پژوهشی را در این مرحله شناسایی کردم و طبق این مشکلات دوباره ایده‌ی نهایی «دهکده مجازی دانش» را مورد بازبینی قرار دادم.

طرح نهایی دهکده مجازی دانش

بعد از بازبینی نهایی، با همکاری مدیریت تیم فرهنگی تحقیقاتی نصر جوان ساختار طرح را ایجاد و طبق این ساختار متن نهایی طرح شد.

در این مرحله طرح  برای مدیریت «تیم فرهنگی تحقیقاتی نصر جوان» جهت بررسی ارسال شد. با اینکه این اولین طرح به صورت نظریه بود که بنده تدوین می‌کردم مورد توجه مدیریت این تیم قرار گرفت و کیفیت مطالب برای ارسال به مسئولین کشور مناسب ارزیابی شد.

بعد از آن به تعدادی از اساتید دانشگاه و حوزه علمیه نیز طرح ارسال شد تا انتقادات و نظرات ایشان هم در طرح درج شود. همگی بعد از مطالعه طرح گفتند وجود چنین سیستمی در کشور ضروری به نظر می‌رسد. پس از دریافت نظرات اساتید این نظرات در طرح اعمال شد و به درخواست دکتر محسن رضایی طرح برای ایشان نیز ارسال شد.

اصلاح ناپذیری الگوی مصرف!

چند تن از مدیران پژوهشی و مسئولان که وجود این طرح را در کشور ضروری می‌دانستند در رابطه با اجرای آن در کشور اظهار تردید کردند و گفتند معمولا در اجرای اینگونه طرح‌ها با این وسعت در کشور ناشدنی و معمولا این طرح‌ها که با هزینه‌های کلان اجرا خواهند شد، نیمه کاره رها می‌شوند! یکی از مدیران در خصوص برخی از بخش‌های جزئی «دهکده مجازی دانش» که قبلا توسط سازمانشان اجرا شده بود گفت: «بانک نشریات و پژوهشگران که قسمتی از طرح دهکده مجازی دانش است، توسط این سازمان به صورت محدود اجرا شده و با مشکلات فراوانی همراه بوده است.»

آیا الگوی مصرف اصلاح ناپذیر است؟!

این سوالی است که باید از مراجع قضایی، سیاست گزاران نظام و مسئولان پرسید… بنده هنوز هیچ جوابی برای این سوال پیدا نکرده ام…