دغدغههایی در خصوص وضعیت فعلی کشور و التهابات انتخاباتی و پدیدهی «انقلاب مخملی» برام بود که خواستم اونو با شما مطرح کنم در اینجا ابتدا در مقدمهای علت وقوع انقلاب و علت فروپاشی انقلاب را بررسی میکنیم و سپس به ضرورت شکل گیری «انقلاب مخملی» خواهیم پرداخت.
۱٫ انقلابها چرا رخ میدهند؟
همانطور که میدانید انقلاب حرکتی خودجوش و از دل مردم است که با هدایت یک پرچمدار، این حرکت پررنگ شده و مسیر حرکت جامعه را تغییر خواهد داد. انقلابها با اهداف ارزشمندی چون عدالت و ظلم ستیزی شکل میگیرد و حکومت ظلم را مغلوب خواهد کرد. در حکومت جدید انقلابی ساختارهای حکومتی به صورت مردمی شکل میگیرد و با توجه به اینکه مسئولان جدید از خود مردم هستند و درد مردم را میفهمند در آغاز کار، بسیار مردمی و ساده زیست هستند.
۲٫ انقلابها از بین خواهند رفت
با گذشت زمان، مسئولین اهداف انقلابی را فراموش میکنند. به دلیل کم تجربه بودن حکومت، مراقبت لازم از ساختارها و افراد صورت نمیگیرد و انقلاب مانند نهالی خشک خواهد شد. «عدالت»، آن گمشدهای که برایش خونها داده شده بود به فراموشی سپرده خواهد شد. دوباره در جامعه هرمی شکل خواهد گرفت که قدرت و ثروت در اختیار مسئولین و افراد خاصی قرار میگیرد و «بی عدالتی» مجددا به جامعه باز خواهد گشت. در انقلاب اسلامی و حکومت جمهوری اسلامی نیز این اتفاق رخ داد. بهترین مفسر این رویداد گلایهی خانواده شهدای انقلاب اسلامی است. هنگامی که پدر دو شهیدی که به شهادت دوفرزندش افتخار میکند از وضعیت جامعه گلایه میکند انگار از هدر رفتن خون دو فرزندش حکایتی دردناک دارد.
۳٫ حکومت انقلابی سست خواهد شد
با توجه به عدم وجود عدالت، مردم دیگر همراهان این انقلاب نخواهند بود. حکومت به آنها خیانت کرده پس آنها نیز به حکومت به هر نحو که بتوانند خیانت خواهند کرد. اگر به مسئولیتی برسند تمام دغدغههای پیشین خود را فراموش کرده و از فرصتی که به دست آوردهاند برای رسیدن به قدرت و ثروت بیشتر تلاش خواهند کرد؛ آنها از عوام به سرعت دور خواهند شد. استعدادها در این ساختار نا امن کور شده و خود را بروز نخواهند داد. به مرور این انقلاب محبوب به سمتی خواهد رفت که از محبوبیتش کاسته شده و حتی در انظار عموم منفور خواهد شد.
۴٫ فرو پاشی انقلابها
همانطور که گفته شد انقلاب محبوب به مرور منفور خواهد شد و با توجه به عدم محبوبیت انقلاب توسط عموم مردم، امنیت داخلی ضعیف شده و مردم آمادگی انقلابی دیگر را برای بهبود شرایط خود خواهند داشت؛ مردم در این شرایط به دنبال یک پرچمدار برای تغییر شرایط میگردند که در بهترین حالت، این شخص همچون امام خمینی از دل مردم بیرون میآید و در بدترین حالت، ابرقدرتهای جهان با الفاظ و شعارهایی مناسب حال مردم به آن حکومت حمله ور خواهند شد. عراق نمونهای عینی از این ماجراست. جنگی که هیچ مقاومتی نداشت و در چند روز یک کشور قدرتمند تسلیم (یا تقدیم) بیگانه شد.
۵٫ شرایط فعلی انقلاب اسلامی چگونه است؟
کشور ما تا چند سال پیش، این سقوط را شاهد بود. مردم آماده بودند تا حکومت تغییر کند؛ آمریکا که شرایط ایران را به خوبی بررسی کرده بود نیز اعلام جنگ کرد و برخی نیز گفتند با جنگ آمریکا، شرایط ما همچون عراق بهتر خواهد شد. آمریکا در آن زمان شرایط تغییر ایران را فهمید و میخواست از این شرایط به نفع خود بهره ببرد اما ناگهان شرایط جور دیگری تغییر کرد که معادلات پیشین تا حدودی برهم خورد. انتخاب احمدی نژاد در سال ۱۳۸۴ بازگشتی به سوی انقلاب بود. انقلابی به معنای حکومت مردمی و عدالت. اگر در آن سال شخصی مردمی چون احمدی نژاد در میان این کاندیداها نبود و اگر دولت نهم باز هم دست مسئولینی مرفه بیدرد میافتاد و عدالت به فراموشی سپرده میشد گمان میرفت شرایط ما نیز همچون شرایط عراق یا افغانستان در دست ابرقدرتهای جهان قلم میخورد.
۶٫ آیندهی انقلاب اسلامی ایران چگونه خواهد بود؟
هماکنون میدانیم انقلابها تا ابد نزد مردم محبوب نخواهند ماند و فقط تا زمانی این محبوبیت حفظ میشود که حکومت مردمی بوده و عدالت در جامعه پا برجا باشد. اما وجود شخصی مردمی در دولت هرچند انقلاب را جوان خواهد کرد و عمر انقلاب را طولانی میکند اما باید قبول کنیم که شرایط، قوانین و ساختارهای فعلی کشور به عدالت نمیانجامد و در نهایت با وجود این ساختارها انقلابها تا ابد زنده نخواهند ماند. دولتهای بعدی لزوما مردمی نخواهند بود و برای اینکه مردمی باشند ساختاری تهیه نشده است. ساختارهای فعلی کشور برای مرفه شدن مسئولان بسیار مناسب است و حرکت مافیایی قدرت و ثروت را به خوبی پوشش میدهد. پس اگر این ساختارها اصلاح نشود نباید انتظار داشت انقلاب ما برای همیشه محبوبیت خود را حفظ کند. پس باید چارهای اندیشید.
۷٫ مشکلات پیش رو برای نجات یک انقلاب
همانطور که گفته شد انقلابها معمولا در اوایل عمر خود به دلیل مردمی بودن، سالم و محبوب خواهند بود اما بعدها به دلیل ضعف ساختار نوپایی که دارند فاسد و منفور خواهند شد. میدانیم که در ابتدای یک انقلاب هرگز نمیتوان یک ساختار قوی و بدون نفوذ برای یک حکومت تدوین کرد زیرا این حکومت تجربهای در رابطه با ادارهی کشور نداشته است. در ابتدای تشکیل یک حکومت نیز مهمترین نیاز امنیت و ثبات است و نباید ساختارها را تغییرات اساسی داد. اما به مرور با به دست آمدن این امنیت و ثبات، مسئولین و ساختارها نیز از مردم فاصله خواهند گرفت و ساختارها فاسد خواهند شد. پس راه چاره چیست؟! به نظر تنها راه حل، انقلاب ساختارها بعد از رسیدن به امنیت و ثبات است اما اگر مسئولین مسلط به ساختارها خواهان این تغییر نباشند بهترین گزینه انقلاب مخملی خواهد بود. انقلابی که با کمترین تلفات جانی، حکومت از عدهای گرفته و به عدهای دیگر منتقل میشود.
۸٫ تحلیل شرایط کنونی انقلاب اسلامی
انقلاب اسلامی نیز تا سال ۱۳۸۴ روز به روز از محبوبیتش کاسته میشد و متأسفانه به دلیل مسلط بودن مافیای قدرت و ثروت بر ساختارها، آنها قابل تغییر نبودند. اما خوشبختانه با روی کار آمدن دولت نهم این خط قرمز شکسته شد. انقلابی که به سوی سقوط میرفت در چهار سال دولت نهم به محبوبیتش افزوده شد اما در انتخابات دهم برخی دشمنان با کمک مافیای قدرت و ثروت، به دلیل زیر سوال رفتن مشروعیتشان به سوی دولت حمله ور شدند و جنگی روانی راهانداختند. در این جنگ روانی شرایط کشور ملتهب شد و با سر و صدای زیاد مخالفان دولت یا نظام همراه شد. کشور در چنین شرایطی سیاست آرامش و سکوت را پیش گرفت و از دامن زدن به جنگ روانی علیه موج سبز خودداری کرد. سیاستی بسیار خردمندانه، که منجر به افزایش شعور سیاسی در جامعه گردید. اما در انتخابات های بعدی چه؟ آیا مجددا انقلاب ما از محبوبیتش کاسته خواهد شد؟ آیا باید نسبت به آینده بیتفاوت بود؟! همانطور که در بالا گفته شد زمان باعث فاسد شدن ساختار یک انقلاب میگردد همانگونه که تا قبل از دولت نهم این فساد را شاهد بودیم، در آینده نیز شاهد خواهیم بود پس باید از امروز به فکر فردا بود.
۹٫ نجات انقلاب اسلامی ایران برای همیشه
انقلاب اسلامی هم اکنون در امنیت و ثبات خوبی به سر میبرد، التهابات اخیر شعور سیاسی مردم را بالا برده است و رئیس دولت هم اکنون فردی مناسب این انقلاب است این شرایط همه و همه ظرفیتی برای یک تغییر بزرگ است. ساختارهای کشور آماده برای شروع مجدد فساد است در آیندهای نه چندان دور این ساختار میتواند مجددا مافیایی دیگر پرورش دهد یا مافیای گذشته را مجدد روی کار آورد. باید این ساختارها شکسته شده و درون این ساختارها هیچ جایگاهی را برای رشد مافیا باقی نگذاشت. با توجه به افزایش شعور سیاسی عموم مردم باید دلیل تغییر ساختار را با آنان در میان گذاشت تا از تشنج، تهمت و دروغ پردازی جلوگیری شود. باید از مردم کمک خواست این درخواست کمک هم عموم مردم را درگیر خواهد کرد و از لحاظ سیاسی فهم مردم را بالاتر خواهد برد و هم به نفع دولت است. این تغییر بزرگ در کشور با همراهی مردم دقیقا همان «انقلاب مخملی» است. انقلابی که دست غارتگران بیت المال را قطع خواهد کرد.
در این انقلاب مخملی باید شرایط به سمتی رود که با مفسدان مالی به شدت برخورد شود همانطور که در کشور چین برخورد میشود؛ در کشور چین جرایمی چون رشوه گیری، تقلب در مالیات و اختلاس از جمله جرایمی است که مجازات اعدام را در پی خواهد داشت (برای اطلاع بیشتر از وضعیت اعدام در چین اینجا را بخوانید). در ساختار جدید انقلاب اسلامی باید همه چیز اسلامیتر از گذشته باشد. قوهی قضائیه باید محکمترین ساختار و رکن حفاظت از نظام باشد. در این ساختار تنها پژوهشگران و کسانی که به پیشرفت کشور کمک میکنند نسبت به بقیه مردم حقوق بالاتری خواهند داشت. در این صورت کشور ما قدرتمندترین کشور جهان خواهد بود همانطور که مولایمان امیرمؤمنان فرمود: «علم قدرت است، هرکس به آن دست یابد بر دیگران غلبه خواهد کرد و هرکس به آن دست نیافت مغلوب خواهد شد.» اینجاست که همهی جهانیان در برابر انقلاب اسلامی ایران سر تعظیم فرو خواهند آورد.
هم اکنون بهترین زمان برای تغییر و نجات انقلاب است از این فرصت باید به بهترین وجه استفاده کرد. شاید این آخرین فرصت باشد و فرصت دیگری در اختیار نباشد… باید بهترین استفاده را از فرصت به دست آمده برد.
قابل توجه دوستان: هرچند آقای احمدی نژاد اشکالات زیادی دارد که نمیتوان به سادگی از کنار آنان گذشت اما نباید فراموش کنیم که او شخصی به تمام معنا انقلابی است. البته انقلابی نه به معنای انقلاب اسلامی و نه به معنای مؤمن واقعی بلکه به معنای ساده زیستی و مردمی بودن که مهمترین رکن هر انقلاب است. ورود آقای احمدی نژاد به ریاست جمهوری یعنی ورود یک فرد مردمی و انقلابی و مخالف ظلم به محدودهی قدرتمندان و ثروتمندان و شکستن قدرت و ثروت جمع شده در یک محدوده و توزیع آن به تمام مردم.
همانطور که قبلا گفتم نظرات سیاسی رو به سادگی نمیشود تغییر دارد و این متن جهت تغییر نظر سیاسی هیچ فردی نوشته نشده. این متن برای استفادهای دیگری نوشته شده بود و به دلیل مفید بودن آن روی وبلاگ قرار گرفت.
دیدگاههایتان را ارسال کنید، حتما به تک تک دیدگاهها همچون گذشته پاسخ خواهم داد.