بیطرف بودن در گفتگو و آزاداندیشی

هنوز نمیتونم تصور کنم آدمی رو که بی طرف فکر کنه! اما بی طرف صحبت کردن و بیطرف برخورد کردن مسئله دیگریه.

یک تجربه

چند وقت پیش که یه سایت جدید راه اندازی کرده بودم. میخواستم یه پادکست (فایل صوتی شبیه رادیوی اینترنتی) ایجاد کنم و با یکی که کاملا ازش متنفرم، مصاحبه کنم و کاملا بیطرف طوری باهاش صحبت کنم که خودش و طرفدارهاش قانع بشن کارش اشتباه بوده.

چندین هفته این موضوع ذهنم رو درگیر کرده بود. یکی از دوستان میگفت امکان نداره بتونی این کارو بکنی چون طرف مقابلت نه به دین پایبنده و نه به اون چیزهایی که تو پایبندی… خلاصه میگفت هر چی صحبت کنی اون قبول نداره و بحث بی نتیجه میمونه.

بعضی ها معتقد بودن هر چقدر هم خوب مصاحبه کنم همه چیز به نفع اون میشه. (حتی بعد از اولین مصاحبه هم نظرشون تغییر نکرده)

خلاصه نظرات مختلف از یک طرف و کار سنگین من که چطوری میشه کاملا بیطرفانه و محترمانه این کار رو کرد از یک سو؛ دقیقا در لحظه‌های آخر داشت من رو ناامید میکرد.

یکی از دوستان که فرآیند کار طولانی مدت من رو دیده بود خیلی من رو تشویق کرد و گفت مصاحبه رو بگیر اگه خوب نشد منتشرش نکن. هرچند تا گرفتن مصاحبه خیلی باید وقت میذاشتم که چطوری مصاحبه رو بگیرم اما به نظرم حرف منطقی‌ای اومد. بالاخره یه تجربه‌ای هم برای خودم میشد.

فرآیند رسیدن به روش مصاحبه بیطرف

اول به نظرم اومد که یه مناظره صوتی کنیم. بعد گفتم شاید مناظره متنی بهتر باشه چون فرصت فکر کردن بیشتره. اما هر چی فکر کردم دیدم تو مناظره هم آدم نمیتونه کاملا بیطرف باشه و احترام رو هم رعایت کنه.

سناریوهای مختلفی رو بررسی کردم تا رسیدم به سوالات هدفدار. دقیقا کاری که خبرنگارهای حرفه‌ای دنیا انجام میدن. سوالاتی میپرسن که تو جواب تناقضات طرف خودش رو نشون بده.

برای همین یه مطالعه نسبتا مفصلی راجعب طرف مقابلم و اندیشه‌هاش کردم و بعد یه تعداد سوال در آوردم و سوالات رو بارها ویرایش کردم تا کاملا بیطرفانه جلوه بده و اون اعتقاداتی که من دارم توی سوالات مشخص نباشه. بعد سوالات رو طوری چیدم که طرف مقابلم رو دچار تناقض کنه. دقیقا داشتم با این سوالات با طرف مقابلم شطرنج بازی میکردم. باید تمام تلاشم رو میکردم که کیش و ماتش کنم.

یک ترفند برای بهتر شدن مصاحبه

با توجه به اینکه خیلی از مخاطبانی که این مصاحبه رو میشنیدند، اطلاعی از موضوع نداشتند و از طرف دیگه برای اینکه طرف مقابلم در مقابل سوالاتی که میکنم فرار نکنه، در ابتدای مصاحبه خواستم خودش رو معرفی کنه و هدفش رو از کاری که کرده توضیح بده.

دقایق اول مصاحبه دقیقا مثل یک تبلیغ برای اون بود! چون هم خودش رو کامل و به بهترین شکل معرفی کردم و هم خودش در باره اهداف و محصولاتش توضیح داد.

موضوع و نقد در یک بسته

من معتقدم برای نقد کردن یک موضوع اول باید موضوع رو کاملا روشن و واضح بیان کرد. هر چند که (در موارد اعتقادی) صلاح نمیدونیم که اون موضوع منتشر بشه؛ اما اگه اعتقاد داریم جوابی که برای نقد اون موضوع داریم کامل و جامع هستش باید اون اصل موضوع مورد نقد رو کاملا شفاف بیان کنیم تا مخاطب دقیقا بدونه چه چیزی داره نقد میشه.

حالا تو پرانتز، بعضی‌ها معتقدند رسانه‌های ما مخصوصا صدا و سیما داره به یه سری موضوعات پاسخ میده که سوالش رو اغلب مخاطبان نمیدونن، به خاطر همین این نوع پاسخ‌ها باعث ایجاد بصیرت در مردم نمیشه.

من بهترین مدل این نوع صحبت رو در سخنرانی‌های استاد شهید مطهری دیدم، که نظر مخالف رو چنان با قدرت بیان میکنه که در ابتدا مخاطب کاملا با اون نظر ارتباط برقرار میکنه و حس میکنه نظریه‌ای بهتر از این وجود نداره. حتی ایشون نظریه‌های تکامل یافته و زیباتر از نظریه اول رو هم میگه! طوری که مخاطب در ابتدا شک نمیکنه که بهتر و تکامل یافته‌تر از این نظریه‌ها نیست. بعد از اون نقد و راهکار مورد نظر خودش (که راهکار اسلام هست) رو ارائه میده.

خلاصه من هم سعی کردم از همین شیوه استفاده کنم.

بازخوردها

بعد از انجام اولین مصاحبه و عملیات سنگین میکس صدا و افکت گذاری و … پادکست روی سایت منتشر شد. از طرف دیگه این پادکست رو برای دوستان با بلوتوث موبایل ارسال کردم تا نظرات اونها رو هم جویا بشم.

بازخوردها از نظر من کاملا رضایتبخش بود. اولین بازخورد مربوط به مصاحبه شونده بود که توی مصاحبه گفت: سوالاتی که مطرح کردید خود من رو به فکر فرو برد و باعث شد دوباره به یه سری مسائل برگردم و فکر کنم.

بعد از مصاحبه نظر ایشون رو در مورد بیطرف بودن پرسیدم که گفت کاملا بیطرف بود و این براشون خیلی جالب بود که من هیچ چیزی رو از اعتقادات خودم بروز ندادم.

بعد از چند روز دوستان ایشون هم از بعضی از صحبت‌هاش اظهار تعجب کرده بودن؛ و به نوعی بهش تذکر داده بودن که این چه نوع طرز فکریه! (همون چیزهایی که من خیلی خودم رو کنترل کردم که نگم رو هم خودش فهمیده بود و هم دوستانش بهش گفته بودن)

اون دوستی هم که میگفت نمی‌تونید با هم بحث کنید چون طرف مقابل به واضح‌ترین چیزها پایبند نیست، نظرش عوض شده بود. البته میگفت خیلی من باهاش مدارا کردم و یه جاهایی باید مسخره‌اش میکردم یا یه سوالاتی میپرسیدم که شخصیتش رو کاملا له کنم.

دو تا از دوستان خیلی نتیجه کار براشون جالب بود و حتی مایل بودند که به هر نحوی کمک کنند.

یکی دیگه معتقد بود با همین نحو اگه جلسات بعدی مصاحبه پیش بره من به اون اهدافی که میخوام میرسم.

نتایجی که بعد از این مصاحبه بهشون رسیدم خیلی جالب بود و فکر نمیکنم اگه به هر شکل دیگه این مصاحبه رو انجام میدادم به این نتایج میرسیدم.

آزاد اندیشی

من فکر میکنم هیچ راه بهتری برای آزاد اندیشی نباشه به غیر از اینکه کاملا بیطرفانه به یک موضوع نگاه کنیم و اجازه بدیم طرف مقابلمون با هر اندیشه‌ای حتی مخالف ما حرفش رو آزاد بزنه. و در بحث‌های بیطرفانه و محترمانه یکی از دو طرف تفکرش پیروز بشه.

من که از نتیجه این کار لذت بردم؛ هرچند که هنوز چند تا مصاحبه دیگه مونده و کار نیمه تمامه. امیدوارم این تجربه بتونه کمکی باشه برای تمام کسانی که به آزاد اندیشی اهمیت میدن.

اخبار خوش از قوه قضائیه

چون من اخبار رو معمولا از BBC پیگیری میکنم، گاهی خبرهای خوشی اونجا میشه شنید که در رسانه های داخلی زیاد بازتاب ندارند. خبر اعدام حدود 50 نفر در حدود 20 روز اولیه سال میلادی از نظر من دو تحلیل زیر رو میتونه داشته باشه که هر دو جزو اخبار خوش قوه قضائیه هستند:

1.  اجرای این احکام به این سرعت نشان دهنده، تسریع فعالیت قوه قضائیه خصوصا در جرایم بزرگ است. اجرای این احکام به این سرعت  باعث ایجاد امنیت بیشتر در کشور است و هشداری جدی برای سوداگران مرگ است.

2. مدیریت جدید قوه قضائیه ثابت کرد که در اجرای احکام اسلامی بسیار مصمم است.

جناب آقای لاریجانی، ریاست محترم قوه قضائیه

ضمن سلام و خسته نباشید از زحمات شما کمال تشکر را دارم و امیدوارم به زودی شاهد این باشیم که احکام اسلامی تماما و دقیقا همانطور که اسلام از ما خواسته است در کشورمان اجرا شود. حقیقتا عملکرد این قوه بعد از ریاست شما تغییرات مثبت زیادی داشته که امیدوارم باز هم شاهد تغییرات اساسی از این دست باشیم.

– پی نوشت:

قابل توجه دوستانی که می گویند اجرای احکام تأثیری بر امنیت یک کشور ندارد و حتی تأثیر منفی ممکن است داشته باشد، به خبر زیر توجه کنید:

منبع: پورتال قوه قضائیه: دادستان بم گفت : يک گروه هفت نفره از اشرار در شهرستان بم از دستگاه قضايي تقاضاي امان نامه کردند تاکنون تعداد 24 نفر از اعضاي گروهها وباندهاي شرارت وناامني ، خود را تسليم وتقاضاي دريافت امان نامه کرده اند

پس نوشت:

به نقل از بی.بی.سی فارسی: همزمان، کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، در گزارشی، از “افزایش خیره کننده اجرای احکام اعدام توسط قوه قضاییه” گفته است که در فاصله زمانی 29 آذرماه تا 29 دیماه، نود و هفت حکم اعدام در نقاط مختلف ایران به اجرا گذاشته شده است.

مبارکه خانم خیلی مبارکه

خانم مبارکه فلاحی، نفر اول 2مین جشنواره رسانه های دیجیتال

کسب مقام اول دومین مسابقه بین‌المللی کاریکاتور رسانه‌های دیجیتال رو به شما تبریک میگم و براتون آرزوی موفقیت روز افزون دارم. تمام آثاری که برنده شده بودن رو با مهندس عمادی دیدیم، کار شما علاوه بر زیبایی و مفهوم واقعا جالبی که داشت خیلی ساده و گویا است. خیلی خیلی مبارک باشه.

چند مطلب برای موفقیت بیشتر

در گشت و گذارهای اینترنتی مطالبی در رابطه با موفقیت پیدا کردم برای استفاده‌ی شما هم میذارم. شاید بشه اسم این پست رو گذاشت مجله‌ی موفقیت ;)

7 نکته کاربردی در مدیریت زمان – لینک

40 عادت آدم‌های موفق – لینک

10 عملی که به مغز ما صدمه می‌زند – لینک

نقشه‌ی ذهنی و کاربردهای آن – لینک

نقشه‌ی ذهنی اهداف خود را ترسیم کنید – لینک

ماتریکس مدیریت زمان – لینک

خدمات الکترونیک و ساده کردن کارها

مقدمه

خدمات الکترونیک، دولت الکترونیکی،  شهر الکترونیکی و واژه‌هایی از دست امروزه زیاد به گوش ما می‌خورد و احتمالا برخی از ما نیز از این خدمات بهترین استفاده را می‌کنند. هرچند در تمام دنیا سالهاست که این خدمات ارائه می‌شود و مردم بدون این خدمات قادر به زندگی نیستند اما در ایران هنوز ادارات روش های سنتی را بیشتر از روش‌های مدرن مورد قبول می‌دانند. شاید امروزه در ایران رقابت به معنای واقعی صورت نمی‌گیرد. برای فهم بیشتر رقابت در کشور ما باید رقابت ایرانسل با همراه اول را مد نظر قرار داد که سیم کارت بدون هیچ امکانات همراه اول در حالی قیمتی در حدود یک میلیون تومان داشت که با ورود ایرانسل های 5 هزارتومانی تازه مفهوم خدمات سیم کارت در ایران مطرح شد و واژه‌هایی مانند MMS و وایمکس و … بر زبان‌ها افتاد.

شرح حال ما! (واقعیات طنز آلود)

نون بدون اینترنت

خوشبختانه خدمات الکترونیکی و اینترنتی در ایران بسیار گسترده شده تا آنجایی که به محض لنگر انداختن یک کشتی روی سیم اینترنت تمام وبلاگ نویسان جیغشان در می‌آید که دیشب نون و اینترنت داشتیم و امشب باید نون خالی بخوریم!!!

ایمیل مدیران

این خدمات الکترونیکی البته فقط به وبلاگ‌ها محدود نمی‌شود و مسئولین کشور هم برای ارتباط بیشتر با مردم از این خدمات بهره می‌گیرند. برای مثال همین چند روز پیش در صفحه‌ی ارتباط با وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات (که بدیهی است شخص اول مملکت در خدمات الکترونیکی است) با کلی فکر کردن یک ایمیل به ایشون دادم. با ادبیاتی که در صفحه ارتباط با وزیر هست واقعا آدم احساس خودمونی بودن میکنه. اما خوب ایمیل ما که برگشت خورد! شاید صندوق ایمیل وزیر پر بود و جا نداشت.

البته هرچند وزیر ارتباطات مهم‌ترین شخص در زمینه‌ی فناوری اطلاعات کشور است که ایمیلش برگشت می‌خورد اما  قبلا هم برای چندی از مسئولان کشور در شورای عالی انقلاب فرهنگی و نمایندگان مجلس هم که ایمیل فرستاده بودم تمام ایمیل‌ها برگشت خورد! شاید آدرسی که برای عموم در سایت این سازمان‌ها گذاشته بودند رد گم کنی بود و من نتونسته بودم آدرس صحیح ایمیلشان رو پیدا کنم… خوب من که نمی‌تونم بفهمم چرا بعضی‌ها آدرس ایمیلی میدهند که کار نمی‌کند! با یه شرکتی کار می‌کردم میگفت همین که آدرس سایت و ایمیل روی کاتالوگ‌ها باشه کلاس داره حالا اگه سایت و ایمیلی هم وجود نداشت عیب نداره!!! درد دلم زیاده… بگذریم

مسدود شدن جستجوی تصاویر گوگل

خوب بعد از حادثه‌ی برگشت خوردن ایمیلی که به  وزیر ارتباطات نوشته بودم شاید مهم‌ترین دلیلی که این پست رو نوشتم همین مسدود شدن سرویس جستجوی تصاویر گوگل بود! توضیح بیشتری در این مورد نمی‌دم خودتون بیشتر از من میدونید…

اگه در اینترنت بسته بشه!

امروز یکی از دوستام از ترکیه بهم ایمیل داد که راسته که سرویس جستجوی تصاویر گوگل مسدود شده تو ایران؟! گفتم بله، ای کاش تمام اینترنت رو ببندند! گفت چرا؟ گفتم آخه تکلیف آدم روشن میشه. ما الان نمیدونیم چطوری باید از اینترنت استفاده کنیم… هر روز یه جاش رو کور میکنن. لااقل اگه ببندند خیالمون راحت میشه که تموم شد!

خدمات الکترونیکی کارها رو راحت میکنه!

کدوم یکی از شماست که از خدمات الکترونیکی استفاده نکنه؟! مهم‌ترینش عابربانک. برای اینکه تصور کنید این ابزارها چقدر کار ما رو راحت کردند اشاره میکنم به یکی از خاطراتم.

خاطره عابر بانکی

خوب همه میدونیم که چقدر عابربانک کار رو راحت کرده. مثلا یه روز رفتم از عابربانک 40 تومان بگیرم که عابر بانک گفت «ارتباط با بانک بازکننده حساب برقرار نشد» گفتم خوب دوباره امتحان میکنم شاید بشه! دوباره امتحان کردم و همون پیغام! دفعه‌ی سوم هم باز همون پیغام… رفتم یه عابر بانک دیگه و یه صورت حساب + مبلغی که میخواستم رو گرفتم و متوجه شدم 120 تومان (یعنی همون 3 تا 40 تومان که درخواست داده بودم) از حسابم کم شده!

خوب برای هر مشکلی راه حلی هست… رفتم پیش رئیس بانک و گفتم آقای نجفی اینطوری شد! خیلی با روی خوش گفت پیش میاد دیگه! همون موقع یکی دیگه هم اومد گفت پول من رو هم خورده! همین اخلاق خوش مثل آب روی آتش بود و من هم در برخورد سعی کردم خیلی خوشرفتار باشم بالاخره پیش میاد دیگه. رفت و دستگاه عابربانک رو باز کرد و صورت رو نگاه انداخت و گفت دروغ میگی!!! هیچ چیزی اینجا ثبت نشده. رئیس بانک محترم شعبه بانک ملت که اول با روی خوش و بعد با دروغ میگی! از ما استقبال کرد ما رو یاد اون دزدان  شمش‌های طلایی که تو تبلیغات تلویزیونی بانک ملت نشون میداد انداخت. خلاصه فردا دو تا از مبالغ 40 تومانی به حسابم برگشت و آخریش بر نگشت! با یه صورت حساب رفتم پیشش و گفتم آدم حسابی اگه من دروغ گفتم پس چرا دو تا از مبالغ برگشت خورده! توی فلان فلان شده پیش خودت فکر نکردی حالا یه درصدی هم ممکنه دستگاه تو اشتباه کرده باشه؟! جناب رئیس بانک در کمال ناباوری باز هم گزارش عابربانک دیروزش رو یه چک کرد و گفت امکان نداره ولی پیگیری میکنم. بعد هم مثلا پیگیری کرد. بعد از دو ماه که نتیجه نگرفتم با زنگ زدن به بانک مرکزی اطلاعاتم رو در این خصوص کمی بیشتر کردم و از راه‌های دیگه به گزارش رویداد پرداختم از اون آقای نجفی رئیس بانک که چیزی عاید ما نشد!

خلاصه به اندازه‌ی 40 تومان خرج کردم تا به اون 40 تومان خورده شده برسم! بعد از چند ماه مبلغ به حساب برگشت اما به جای یک بار دو بار برگشته بود یعنی 80 تومان در دو تراکنش با فاصله چند ساعت یا چند روز (دقیق خاطرم نیست)

خلاصه گفتم الان اگه بخوام بگم این 40 تومان اضافیش رو بردارید باید دوباره 40 تومان خرج کنم! فقط به یکی از منابعی که گزارش داده بودم و اطلاع دادند که مبلغ به حسابم برگشته گفتم مبلغ دوبار به حساب برگشته و خواهشا یکیش رو بردارید ما این پولا از گلومون پایین نمیره.

نتیجه گیری

از یکی از خدمات الکترونیکی برای سادگی کارتون و صرفه جویی در وقت استفاده کنید و چند ماه بدوید تا تاوان اشتباهتان را پس بدهید!

(البته این مطلب طنزه! بی انصافی هم نکنم شاید در 1000 تراکنش موفق عابربانکی یه بار اینطوری شد… خدایی خودم هم تعجب می‌کردم که چطوری عابربانک‌ها انقدر بدون خطا کار می‌کنند تا این تعجب کار دستم داد!)

خرید اینترنتی و صرفه جویی در هزینه و زمان

فرض کنید الان اعتبار سیم کارتتون تموم شده و باید یه تماس اضطراری بگیرید. دقیقا شرایطی که برای خودم پیش اومد. سایت همراه اول رفتم،‌ شارژ رو خریدم، مشکل پیش اومد و رمز رو نداد، حساب رو چک کردم، مبلغ از حساب کم شده بود، ایمیل دادم، تلفن زدم، به بانک گزارش دادم، به همراه اول گزارش دادم، بعد از مدتی دوباره به همه جا تلفن زدم و گفتن دیر شده باید زودتر میگفتی و فقط این شماره میتونه پاسخگو باشه! اون شماره هم همیشه اشغال بود به غیر از مواقعی که اون بنده خدایی که ما کارش داشتیم نبود… خلاصه قید پول رو زدم.

نتیجه گیری

این نشون میده که خرید اینترنتی در زمان و هزینه صرفه جویی میکنه!

(بازم بی انصافی نکنم! خودم شرایط همراه اول رو در ابتدای خرید نخونده بودم! اگه خونده بودم این اتفاقات نمی‌افتاد و راهکار رو پیدا می‌کردم  ولی مسئولین بانک و همراه اول هم به درستی راهنماییم نکردن! من خودم خریدهای اینترنتی زیادی انجام میدم و شاید بتونم بگم با احتساب این موارد درصد خیلی پایینی این خرید خطا داره. اما این مطلب چون طنزه و برای دست اندرکاران الکترونیکی ایران نوشته میشه همون یک مورد در هزار مورد هم باید بزرگ گفته بشه)

شب عید و امنیت مالی با کارت عابربانک – تعطیلات عید و اینترنت ایرانسل این عناوین هم چون تو چند تا پست قبلی در این لینک نوشته بودم دیگه لازم نیست توضیح بدم و بازم قبلا در پستی با عنوان «تعطیلات نوروز و قبل از نوروز» در این خصوص گلایه‌هام رو نوشتم که می‌تونید بخونید.

خلاصه و در یک کلام!

تا زمانی که کشور به اینترنت به دید بی اعتمادی بنگرد.

تا زمانی که زیرساخت‌ها در کشور به طور کامل فراهم نباشد.

تا زمانی که ما فرهنگ استفاده از این خدمات را نیاموزی.

تا زمانی که سازمان‌های فرهنگ ساز در این مقوله حرفی نزنند.

تا زمانی که مدیران فرهنگ پذیرش اشتباهات الکترونیکی را نداشته باشند.

…. همان بهتر که اینترنت را کامل ببندند و منتظر شوند این مشکلات حل شود تا ما شهروندان الکترونیکی در این دنیای جدید سر در گم نشویم. روزگاری که در ایران شبکه‌های فیس بوک، تویتر، فرندفید، بالاترین و … را مسدود کردند،‌نمی‌دانم چه به سر هزاران نفری آمد که در این سایت‌ها زندگی مجازی داشتند و روزانه بین 6 تا 12 ساعت غم و شادیشان را با دوستانشان در این سایت‌ها به اشتراک میگذاشتند و بخش زیادی از عمرشان را در این سایت‌ها با دوستانشان بودند.

آیا بهتر نیست قبل از مسدود کردن سایت‌ها جایگزین بهتر ملّی برای آنان ارائه دهیم، تا هم برای کاربران و هم برای مدیران و هم برای کشور فضای امن‌تری در حوزه سایبر به وجود آید.

من معتقدم یک رویداد بد برای همه بد است و یک رویداد خوب برای همه خوب است.

اگر امروز کا%

شرح بازی

با گسترش شبکه‌های وب2 بازی‌های وبلاگی هم رونق زیادی پیدا کرده. این بازی از «وب نوشت‌های محسن نوری» آغاز شده. در این بازی نامه‌ای به اوباما می‌نویسیم و در خصوص تهدید به جنگ هسته‌ای و سایر سیاست‌های اوباما نظراتمان را برایش می‌نویسیم. به نظرم این بهترین کاریست که وبلاگستان فارسی در مخالفت از سیاست اوباما می‌تواند انجام دهد. می‌توانید از رابطه‌ی جنگ هسته‌ای و قدرت اطلاعاتی ایران، رابطه‌ی جنگ هسته‌ای با سیاست تغییر اوباما! از پیام نوروزی فارسی تا تهدید هسته‌ای و … بنویسید. لطفا هر کدوم از شما که در این بازی شرکت می‌کنید لینک وبلاگتون هم اینجا بذارید تا در انتهای این پست وبلاگ شما هم معرفی کنم. احتمالا از بین بهترین نامه‌ها به چند نفر هم جایزه بدیم… البته این در حال رایزنی هست و الان قولش رو نمیدم اما به زودی مشخص میشه.

نامه‌ای به اوباما

بسمه تعالی

از: وب‌نوشت‌های محسن نوری

به: رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا آقای اوباما

موضوع: او با ما یا بدون ما؟!!!

آقای اوباما سلام

سال گذشته برای تبریک سال نو پیامی ویدئویی دادید و عید را به فارسی تبریک گفتید. وقتی دیدم فرهنگ ایران این چنین بر رئیس جمهور ایالات متحده تأثیرگذاشته که چنین جملات قشنگی را برای توصیف نوروز و ایران می‌گوید به وجد آمدم. حتی سایت‌های خبری هم خیلی خوششان آمد «نمونه‌اش سایت خبری تحلیلی عصر ایران» واقعا حس می‌کردم این شعار تغییر که شما می‌دادید الان دیگه داره محقق میشه و فرداست که احمدی نژاد رو تو بغلت میگیری و با هم مذاکره میکنید و ایران هم دیگه تحریم نیست. خلاصه خیلی خوشحال بودم.

از این خوشحالی چند ساعتی نگذشته بود که رهبر ایران آیت الله خامنه‌ای هم گفت:

«آنها می گويند بسوی ايران دست دراز كرده ايم و ما می گوييم اگر امريكادرزير دستكش مخملی ،دستی چدنی را پنهان كرده باشداين اقدام هيچ معناو ارزشی ندارد.»+لینک خبر

اون موقع مثل الان نمی‌فهمیدم که مقام معظم رهبری در مورد چی حرف میزنه! در هر صورت شما رئیس جمهور جدید آمریکا هستید و ممکن است سیاست‌های شما با هر رئیس جمهور قبلی کاملا فرق داشته باشد.

در نوروز 88 گفتید:

امروزمی خواهم بهترین آرزوهای خود را به همۀ کسانی که نوروز را در سرتاسر جهان جشن می گیرند تقدیم کنم…. برای مدتی نزدیک به سه دهه روابط میان دو کشور تیره و تار بوده است. ولی این جشن، یاد آوری برای نقاط مشترک بشریت است که همه ما را به هم پیوند می دهد… بنی آدم اعضای یکدیگرند / که در آفرینش ز یک گوهرند

و چند روز بعد از نوروز 89 گفتید:

طبق راهبرد جديد هسته‌اي آمريكا، واشنگتن متعهد مي‌شود حتي در صورت حمله بيولوژيكي به وي از سلاح هسته‌اي استفاده نكند، اما امنيت كشورهاي منزوي چون كره شمالي و ايران را تضمين نمي‌كند.

آقای اوباما من از سیاست چیزی نمی‌دانم اما ما در ایران به کودکانمان یاد می‌دهیم که «دروغ بد است». نمی‌دانم شما و هم‌وطنان شما به کودکانشان چه یاد می‌دهند. ما در ایران چیزی به اسم اخلاق داریم و سعی می‌کنیم کودکانمان را با اخلاق بزرگ کنیم و به آنها یاد بدهیم که دروغ نگویند، قول که می‌دهند زیر قولشون نزنند و خیلی چیزهای دیگر.

آقای اوباما نوروز 88 پیش خودم گفتم چه اسم قشنگی داری واقعا او با ماست! اما در نوروز 89 فکر می‌کنم نام شما را باید به «او بدون ما» در ایران و کره‌ی شمالی تغییر داد. در نوروز 88 گفتید:

فرارسیدن یک فصل نو، این انسانیت گرانبها را که همۀ ما در آن مشترکیم به ما یاد آوری می کند.

اما امسال فکر می‌کنم نشان دادی در این واژه‌ی «انسانیت» با ما هیچ وجه اشتراکی نداری! سال گذشته شعری از سعدی خواندی و گفتی بنی آدم اعضای یکدیگرند / که در آفرینش ز یک گوهرند. اما امروز فکر می‌کردم شما کدوم عضو بنی‌آدم هستید و کجای ایشان تشریف دارید؟ نمی‌دانم به غده‌ي سرطانی هم عضو می‌گویند یا نه! در هر صورت از اینکه تا الان با ما بودی ازت متشکرم در نوروز 88، حوادث بعد از انتخابات 88 و … از اینکه برای هموطنان ما «ترانه موسوی و نداآقاسلطان» ابراز تأسف کردی از شما متشکرم اما آیا شما می‌دانید که ما در ایران چندین میلیون نظیر «ترانه موسوی و ندا آقا سلطان» داریم؟ آیا می‌دانید که اگر بمب هسته‌ای را در ایران رها کنید باید خیلی خیلی بیشتر از گذشته متأسف بشی؟ راستی از اینکه برادرانمان در وزارت اطلاعات برادرانت «عبدالمجید و عبد المالک ریگی» را دستگیر کردند واقعا برات متأسفم. این روزها برادران ما خیلی قدرتمند شده‌اند و شاید به خاطر همین باشد که کمی از دست ما ناراحت شدی… در هر صورت آقای اوبدون‌ما امیدوارم برادرانمان سایر برادرانت را بگیرند و در سال 89 خبرهای خوش بیشتری را بشنویم. راستی از دستکش مخملیت چه خبر؟ هنوزم داریش یا الان بدون دستکشی؟

امضاء: او بدون ما و ما بدون شما – وب نوشت‌های محسن نوری

دیگه از عصر ارتباطات و اطلاعات خسته شدم!

خواب بودم که گوشیم زنگ خورد… از خواب پریدم! با اینکه زنگ گوشی تموم شد اما یه حس کنجکاوی نمیذاشت ادامة خواب رو تماشا کنم! از خواب که پا شدم ایمیلم رو چک کردم، نیم ساعت پای دو سه تا ایمیلی که قراربود بفرستم معطل شدم و رفتم پای گوگل ریدر، حدود 70 تا فید جدید که از سایت‌های خبری، دانلود، آی.تی و … بود رو تیترهاشون رو خوندم و بعد اونهاش که به نظرم جالبتر بود رو جدا کردم که کل مطلبش رو بخونم.

صفحه‌ی گوگلم رو هم تنظیم کردم که اگه فید جدید تو گوگل ریدر اومد فوری خبرم کنه! گاهی میرم تو گوگل دنبال یه چیزی بگردم میبینم فید جدید اومده و کلا یادم میره دنبال چی بودم…

خدا رو شکر فیس بوک و فرندفید و تویتر فیلتره! اما خوب هنوزم BUZZ گوگل هستش… امروز اکانتم تو BUZZ رو هم غیر فعال کنم.

دلم لک زده مثل چند سال پیش یه مسافرت یه ماهه برم و تو این یه ماه کل ارتباطاتم رو قطع کنم و از همه جا بی خبر باشم.

باور کنید خستگی مفرط اطلاعاتی، ارتباطی گرفتم!

دو دقیقه هم که اومدم تمرکز کنم این پست رو بنویسم کامپیوتر پیغام میده اینترنت قطع شده میخوای دوباره وصل بشم؟!

سال نو مبارک

مشکلات فنی

سلام دوباره

چند روزی به دلیل مشکلات فنی این وبلاگ بسته بود. از کلیه‌ی بازدیدکنندگان گرامی بابت این موضوع عذرخواهی میکنم.

از این پس با قالب جدید وبلاگ در خدمت شما خواهم بود.

همایش‌ها و نمایشگاه‌ها علائم پیشرفت کشور:

وضعیت اینترنت و خدمات الکترونیکی ایران با برگزاری همایش‌هایی و نمایشگاه‌هایی از جمله نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال که در حال برگزاری است و کنفرانس شهر الکترونیکی و کنفرانس‌ها، نمایشگاه‌ها و همایش‌های زیاد دیگری که سالانه برگزار می‌شود، از نظر کارشناسان بسیار رو به پیشرفت ارزیابی می‌شود. شاید در آمارگیری‌ها هم این موضوع مشخص باشد. طبیعی است وقتی یک کشور به یک موضوع مثل IT انقدر اهمیت می‌دهد که سالانه میلیاردها تومان بابت نمایشگاه‌ها و کنفرانس‌ها هزینه می‌کند و دائما تمام قشرها از رئیس جمهور تا افراد روستا از اینترنت و خدمات ارتباطی سخن می‌گویند واقعیت باید این باشد که کشور در این زمینه پیشرفت کلانی داشته است.

سفر به دنیای دیجیتالی در ایران

با خودم گفتم یه سفر به دنیای دیجیتالی کنیم و کمی بیشتر با این واقعیت بزرگ آشنا شویم.

تقریبا هر مغازه‌ای دستگاه کارت خوان بانک POS دارد و در هر خیابان چندین دستگاه عابربانک ATM را برای انجام انواع خدمات الکترونیکی می‌توان یافت. راستی! خدمات تلفن بانک، موبایل بانک و … همه از مزایای شهر و دولت الکترونیکی است.

بسیاری از سایت‌ها فروش اینترنتی راه انداخته‌اند که مبلغ را به صورت آنلاین از حساب بر می‌دارند و کالا را با پست ارسال می‌کنند یا خدماتی را ارائه می‌کنند. شما می‌توانید با گوشی موبایلتان توسط نرم‌افزارهای موبایل بانک خرید انجام دهید یا قبوض منزل خود را توسط همین خدمات دولت الکترونیک پرداخت نمایید.

وضعیت اینترنت هم از چند سال پیش تا کنون پیشرفت خوبی داشته و سرعت اینترنت در کشور بسیار نسبت به گذشته بالا رفته مخصوصا که اینترنت پرسرعت در اختیار کاربران قرار میگیرد.

soleimani-photo-thumb

عملکرد در این چند سال انقدر درخشان و روند پیشرفت آنچنان سریع بود که وزیر وقت ارتباطات و فناوری اطلاعات کشور دکتر سلیمانی چنین گفت: اگر من نیامده بودم اتفاقی نمی‌افتاد. +لینک خبر

سخنان محمد سلیمانی، وزیر ارتباطات فراموش شدنی نیست که گفته بود کاربران خانگی اصلا نیازی به اینترنت بالای ۱۲۸ کیلوبیت ندارند و عبدالمجید ریاضی، معاون ایشان نیز چندی بعد اشاره کرده بود که دانشجویان حتی با خطوط کم‌تر از ۱۲۸ کیلوبیت نیز می‌توانند یک کتاب پانصد صفحه‌ای را دانلود کنند. +لینک خبر

آن روی سکه

از آنجایی که در کنفرانس شهر الکترونیکی بنده را به عنوان نماینده‌ای از طرف شهروندان الکترونیکی دعوت کردند و در میزگرد «رسانه و جامعه‌ی اطلاعاتی» با این عنوان سخن گفتم لازم می‌دانم از طرف یک شهروند الکترونیکی تجربیات خودم رو در این شهر الکترونیکی و دولت الکترونیکی بیان کنم.

در اینجا ابتدا باید از زحمات دکتر علی اکبر جلالی بزرگ مرد آی‌تی ایران تقدیر و تشکر به عمل آید که کلیه‌ی پیشرفت‌های صنعت IT کشور را مدیون ایشان هستیم. به نظر من اگر ایشان نبودند ایران هم اکنون ده سال عقب‌تر از آی‌تی فعلی بود.

اما با تمام زحماتی که دکتر جلالی در راه فرهنگ سازی و تفهیم مسئولان کشیدند هنوز کاستی‌های زیادی در سیستم‌های آی‌تی کشور به چشم می‌خورد. سرعت اینترنت کشور ما کمتر از یک صدم کشورهای پیشرفته است و همان آب باریکه‌ی اینترنت نیز گاهی بنا به دلایل مختلف قطع می‌شود. گاهی مسئولان اعلام میکنند که یک کشتی به سه فیبر نوری کشور گیر کرده و این سه فیبر نوری را پاره کرده و گاهی هم میگویند کوسه‌ها فیبرهای نوری را گاز گرفته اند! گاهی هم بدون دلیل همین اندک سرعت اینترنت پائین می‌آید و هیچکس پاسخگو نیست!

مشکلات خرید اینترنتی

بنده به عنوان یک شهروند دولت یا شهر الکترونیکی به سایت همراه اول میروم و یک شارژ سیم‌کارت اعتباری همراه اول خریداری میکنم. البته معمولا مشکلی پیش نمی‌آمد اما اینبار مبلغ از حساب کم شد و اطلاعات شارژ ارسال نشد! متأسفانه پس از پیگیری فراوان هنوز موفق به دریافت هزینه از بانک نشده‌ام و این پیگیری‌ها هنوز ادامه دارد!

بارها و بارها هم شارژهای موبایل خودم و آشنایان رو از طریق موبایل بانک خریداری میکردم اما متأسفانه یک بار هم از این طریق پول بنده خورده شد که به دلیل پائین بودن مبلغ پیگیری نکردم.

مشکلات عابربانک

یک روز هم درحالی که داشتم تعمیرات و تغییرات اساسی در منزل انجام میدادم و باید پول کارگران روزمزد را می‌دادم به عابربانک مراجعه کردم و درخواست پول کردم که با پیغام عجیبی با این مضمون «ارتباط با بانک صادرکننده کارت برقرار نشد» روبرو شدم. سه بار درخواست را تکرار کردم و هر سه بار با این پیغام روبرو شدم. وقتی از دستگاه عابربانک دیگری مبلغ را از حسابم برداشتم متوجه شدم هر سه باری که مبلغ را پرداخت نکرده؛ همان مبالغ رو از حسابم کم کرده! با مراجعه به رئیس بانک با برخورد بسیار بدی از ایشان مواجه شدم و بعد از چک کردن صورت حساب عابربانک گفت: «هیچ مغایرتی اینجا دیده نمیشه و شما دروغ میگی!!!» بعد از یه خورده بحث کردن با رئیس بانک گفت اگه تا 48 ساعت دیگه مبلغ به حسابت واریز نشد مجددا بیا! فردای همان روز مبلغ دو تا از درخواست‌های ناموفق به حساب بازگردانده شده بود و یکی از این درخواست‌ها هنوز به حساب باز نگشته بود. رئیس بانک شروع به نامه نگاری کرد در تماسی که با بانک مرکزی «خانم لیلا قدرتپور» داشتم گفتند تا سه هفته اگر مبلغ برگردانده نشد مجددا تماس بگیرید. مبلغ برنگشت و مجددا تماس گرفتم و ایشان هم فرم مغایرت پر کردند. باز هم خبری نشد و مجددا با یکی از شماره‌هایی که در اینترنت پیدا کرده بودم تماس گرفتم و برای ایشان هم یک نامه به صورت فکس ارسال کردم تا بعد از چند ماه مبلغ به حساب واریز شد. فکر کنم به اندازه‌ای که پولم خورده شده بود هزینه کردم شاید هم کمی بیشتر… اما خوب این هم تجربه‌ای بود.

عیدنوروز و عابربانک‌ها

من چون یک آدم شهروند کاملا الکترونیکی هستم معمولا پول زیادی همراه خودم حمل نمیکنم و از دستگاه‌های کارت خوان POS برای پرداخت‌ها استفاده میکنم یا پول مورد نیازم رو از عابربانک دریافت میکنم. چند روز قبل از عید نوروز یکی دو سال پیش به حدود 6 عابربانک مراجعه کردم اما هر یک پیغامی دادند و اصلا امکان برداشت پول وجود نداشت! یا پولشان تمام شده بود و یا به دلیل شلوغی سیستم بانکی کشور نمی‌توانستند با مرکز ارتباط برقرار کنند و پیغام‌های متنوع دیگه‌ای که متأسفانه اون موقع انقدر اعصابم به هم ریخته بود که یادم رفت از پیغام‌ها یه عکس تهیه کنم.

جالب اینکه فردا که به بانک برای برداشت پول رفتم اونجا هم سیستم به دلیل ترافیک بیش از حد سیستم بانکی قطع بود و چند ساعتی منتظر موندم تا این سیستم با سرعت کند وصل شد و تونست یه کارهایی کنه!

سیستم سیبای بانک ملی

هر چند وقت یه بار که به سیستم سیبا گذرم میوفته یک بار درمیون این سیستم مشکل داره و کارمندان بانک میگن فعلا سیستم قطعه! البته فکر میکنم این قطع بودن فقط مربوط به بانکی هستش که نزدیک ماست شاید هم مربوط به تمام بانک‌ها باشه!

مشکلات شبکه‌ی اینترنت تلفن همراه و شهروند الکترونیکی

در یکی از مسافرت‌ها عید نوروز چون اینترنت در مسافرت در دسترس نبود تصمیم گرفتم با تهیه یک سیم کارت ایرانسل از اینترنت GPRS استفاده کنم. یکی دو روز اول سفر بسیار کمک خوبی بود اما بعد از آن سرعت به شدت اومد پائین و بعد هم اینترنت قطع شد‍! یک روز بعد هم سیم‌کارت‌های ایرانسل در شهر اهواز کلا قطع شد و اصلا آنتن نداشت! تا چند روز که ما بودیم و حتی چند روز بعد که مسافرت ما تمام شد این وضعیت در آن شهر ادامه داشت. (البته من دارم آن روی سکه رو میگم به خاطر اینکه من خیلی با اینترنت و شهر و دولت الکترونیکی کار میکنم خوب طبیعیه که تقریبا با تمام مشکلات این دنیای دیجیتال باید دست و پنجه نرم کنم)

مشکلات کاربران آماتور

خوب فکر کنم با تمام توصیفات فوق بشه نتیجه گرفت که بنده یه شهروند الکترونیکی حرفه‌ای هستم اما کاربران آماتور هم مشکلاتی در این شهر دارند. کاربران آماتور معمولا دارای سیستم‌هایی مملو از انواع جاسوس‌ها، کرم‌ها، بدافزارها و ویروس‌های خارجی و ایرانی و … هستند که ممکن است اطلاعات محرمانه‌ی مالی آنها را به هکرها گزارش دهد و ناگهان با خالی شدن حساب بانکی مواجه شوند! هرچند گزارشی در خصوص نرم‌افزارهای جاسوسی ایرانی که اطلاعات بانکی ایران را سرقت کنند نشنیده‌ام اما احتیاط در این عملیات‌ها نباید فراموش شود. خاطرم هست سالها پیش وقتی میخواستم اولین خرید اینترنتی رو انجام بدم با نگرانی زیادی این کارو کردم و سعی کردم تمام مراحل رو به صورت امن کنترل کنم تا مشکلی پیش نیاد. اون موقع حتی بانک‌ها هم اطلاعات خاصی در مورد چگونگی امنیت خرید اینترنتی در اختیار کاربران نمیذاشتند. برای امتحان خرید اینترنتی یه قاب کوچک خریدم و بعد از کسر شدن مبلغ به صورت آنلاین از کارتم با عجله خودم رو به یک عابربانک رساندم و اول رمز کارت رو عوض کردم و بعد هم یک صورت حساب گرفتم. مبلغ به درستی کم شده بود و با عوض کردن رمز کارت احتمال هیچ نوع سوء استفاده‌ای وجود نداشت. فقط میموند تعهد اون شرکت که چقدر به تعهداتش پایبنده. فردا از طرف شرکت با من تماس گرفتند و اطلاعات خرید رو با هم چک کردیم و بعد از چهار یا پنج روز کالا رو در منزل دریافت کردم و واقعا خوشحال بودم از اینکه تونستم یه خرید اینترنتی انجام بدم.

حالا تقریبا هرکاری که دارم رو با اینترنت انجام میدم: مثل – پرداخت قبض – شارژ اینترنت ADSL – خرید شارژ سیم کارت اعتباری – خرید کتاب و سی‌دی و محصولاتی که تو بازار باید خیلی وقت گذاشت تا پیداشون کرد و…

اما به نظرم باید برای کاربران آماتور یک جلسه کارگاه آموزشی یا یک جزوه آموزشی خرید امن آنلاین درست بشه و یک یا دو خرید اول را در کنار یک متخصص انجام بدن که موارد امنیتی رو خوب یاد بگیرن.

نتیجه گیری

هرچند مسائل فوق مسائل تلخی است که بین صدها و شاید هم هزاران تراکنش موفق بانکی صورت گرفته اما هنوز هم دولت الکترونیک و شهر الکترونیک با صرفه‌جویی‌ای که در زمان و هزینه‌ها می‌کند بهترین گزینه است و نباید فراموش کنیم که این تلخی ها کمتر از 10 درصد آن شیرینی سرعت و حذف هزینه‌های اضافه‌ی خدمات عادی بانکی و دولتی است.

همه با هم بیاییم خدمات خودمان را الکترونیکی انجام دهیم تا علاوه بر استفاده از مزایای سرعت و هزینه‌ی کمتر … مسئولین به فکر بیوفتن و این مشکلات اندک رو هم برطرف کنند.

به عنوان یک شهروند الکترونیکی و نماینده‌ی شما در شهر و دولت الکترونیکی آماده‌ی پاسخگویی به سوالات شما در این زمینه‌ها هستم. لطفا سوالات خودتون رو به صورت یک دیدگاه «کامنت» زیر همین مطلب بنویسید و جواب هم همینجا منتشر خواهد شد.

دوستانی که تمایل دارند با سرعت بیشتری به سوالاتشون جواب داده بشه میتوانند از طریق شماره تلفن‌های من که در گوشه‌ی همین وبلاگ نوشته شده با من در ارتباط باشند.